فراتر از دیپلم

فراتر از دیپلم

◉ خوشبختم، هرشب که مجبور نیستم برای فرداش آلارم گوشی رو کوک کنم.
◉ اهل بحث و جدل کردن نیستم، فقط بعضی وقتا مجبور میشم بهتون توضیح بدم چرا حق با منه.

میگه برف بده ؟

میگه از برف خسته شده ؟

میگه سردشه ؟

خوب

اون چه میدونه آخه ؟

چی حالیشه ؟

برف رو نمیفهمه، درکش نمیکنه

مثل این میمونه که برای یه بچه غزل حافظ بخونی

آخه چه میفهمه، نفهمه

=======================

احمد شاملو

برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام.
پاکی آوردی، ای امید ِ سپید!
همه آلوده‌گی‌ست این ایام

....

=======================

بعدشم ببینید چقدر کثیف و آلوده کردین هوای شهر رو که برفا انقدر کثیف و غمگینن، یا چقدر تغییر دادین و آلوده کردین هوارو که Climate Change باعث شده تو شهرهای خشک هم برف بیاد ...


آی آدم آلوده ! کثیف ! مریض ! اوسگول ! آلوده نکن، مرسی :)

=======================

حالا هم که حرف از حافظ شد :


ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند
دریـاب ضعیفان را در وقت توانایی...


دیگه اگه با قلم حافظ هم برام دوسدختر جور نشه باید کلا بیخیالش شم !

  • محمود دوم

حس رسیدن رو دوس دارم

وقتیکه

هوا سرده 

میرسم

به عشقم سلام میکنم

بغلش میکنم و میچسبم بهش

تا اینکه دیگه بسوزم

شوفاژ عزیزم

تا ابد دوست دارم

  • محمود دوم
زندگی بخاطر چیزای کوچیکشه که قشنگه
همون چیزای کوچیک که بعد یه روز سخت خندونت میکنه
مثل قدم زدن رو برفا بعد یه کلاس خسته کننده
  • محمود دوم
هرکی هرکاری کنه
هر اشتباهی کنه
من باید ببخشم؟
اگر قرار بود همه رو ببخشم که خدا میشدم
نمیبخشم اقا نمیبخشم
  • محمود دوم
آباجان کجایی الان؟
آباجان فردا میای تو خیابون؟
آباجان پای پسرت از دست رفت،
سر و دست و پای خیلیای دیگه هم کنده شد
ولی آباجان
آباجان تو راضی هستی؟
آباجان پای پسرت از دست رفت
آباجان پسرت اسیری کشید
یادته چقدر غصه خوردی؟
یادته چقدر پیر شدی تو همون چند وقت؟
آباجان چرا؟ ارزششو داشت؟
پای چی وایستادی؟ پسرت پای چی پاشو داد؟
آباجان فردا میای تو خیابون؟



پ.ن: اهل سینما باشید، بیاید سینما، به دلم افتاده من آخر تو این سالنها یه دوست دختر پیدا میکنم، تا ببینیم خدا چی میخواد
  • محمود دوم
یه کتاب فروشی پیدا کردم
در انقلاب
همین، یه کتاب فروشی پیدا کردم
در انقلاب :)))))
باشد، ببخشید
دیگر بی نمک چرت و پرت نمیپرانم
اینجوری هم نحرفم؟ اوکی
خب هیچی دیگه
این کتابفروشیه خیلی خوب میداد
کتابارو، قیمت کتابارو میگم باباااا :/
بنده نیز خیلی تیز:
کل پول کتابای این ترمو دادم رمان گرفتم
گفتم در همینجا اعلام کنم
اگر کسی اهل کار خیر هست بسم الله :))
جدی میگم دانشجو بدبخته در حالت عادی
دانشجوی بی پول و بی کتاب که دیگه به فاک عظمی رفته
  • محمود دوم
بعضی وقتا فکر میکنم
فقط بعضی وقتا
به زندگی مثلا
بهش میگم زندگی؟
تو دل خودت چی واسم قایم کردی؟
بهم میگه : گه سگ
خیلی بیشعوره
زندگی رو میگم
اصلا شما نگاه کن
به ماهی دودی مثلا
ببین زندگی چیکار کرده باش که دودی شده
یه ماهی مگه
چقد تحمل داره
دودی میشه دیگه, معتاد میشه
هعی


گه درسته یا گوه؟ نمیدونم
به من چه
  • محمود دوم
باید خیلی منو ببخشید
ولی باید برم WC
الان دقیقا 10 دقیقه ای هست
که تنش های بدی از درون احساس میکنم
اما حسش نیست
نه جدی، کی حال داره بره تا WC
منزل پدری
در منزل دستشویی نداره
باید رفت به حیاط
و در حیاط
هوا سرده
نتیجتا بنده
دقایقی رو همینجوری میشینم
به امید اینکه این تنشها رفع بشه
میام درموردش اینجا حرف میزنم
که ذهنم سرگرم بشه
اما انگار نداره فایده
باید رفت، حسش نیست، اما باید رفت

عذرمیخوام اگه ادبیاتم دلنشین نیست
دوست دارم ببینم ادبیات شما تحت فشار چطوره :)
  • محمود دوم
سرصب بلند شدم
ساعت 5 منظورمه از سرصب
نخوابیدم تا ساعت 9
ساعت 9 دوباره میخوابم
تا خود ساعت 2
الان
بنظر شما شاید اتفاق خاصی نیفتاده باشه
اما همین الان
من غمگین ترین آدم دنیام
خونواده بعد 9 بیدار میشه
وقتی که من باز خوابیدم و صبونه میخوره :(
و قبل 2 هم ناهار میخوره :(
منم جفتشو از دست دادم
فقط یه بشقاب غذا برام نگه داشتن
که الان البته زیاد هم گرم نیست

بعد بهم میگن چطور میتونی دراصل خدا شک داشته باشی :|
آخه خدایا(اگه هستی) این چه عدالتیه؟
  • محمود دوم

داداشم یه خرگوش داره

بانمکه 

ولی کثیفه

یجوری هم لش میکنه

بخور بخواب

فقط همین

خیلی شبیه منه

قیافش نه ها

کاراش

  • محمود دوم