فراتر از دیپلم

اینجا سخن از مردی است که نتوانست بین دلستر و ترانه مورد علاقه اش یکی را انتخاب کند.
مردی خسته
مردی که اسهال داشت و دارد

۵۱ مطلب با موضوع «چرتیات» ثبت شده است

خیلی از چیزهام رو تو مدرسه جا گذاشتم
خیلی بیشتر از مداد و پاک کن و شال گردن
توی مسیر مدرسه امام صادق، کوچه چهل و هفتم، لای شعار هفته بیست و نمیدونم چندم
ایکاش همونطور که مادرم پیش بینی میکرد
یه روز خودم رو هم گم میکردم
  • محمود دوم
همین
  • محمود دوم
میخواستم امروز هرطور شده یه پست بزارم، یه بار هم اومدم تو پنل ولی چیزی نداشتم بنویسم، تصمیم گرفتم توییتهای اخیرم رو اینجا بازنشر کنم، شاید پلی باشه به فعالیت بیشتر :)) کسی چه میدونه!


بززگترین سوالم تو زندگی اینه که چطور موهای سرم از شرتم سر درمیارن

***

بعضیا هم هی لایت میکشن، هی نوشابه نمیخورن، هی از کاندوم استفاده میکنن، آقاجان زندگیت سرطانه خودش، نمیدونی!

***

چرا این دخترایی که میگن من اصلا از رابطه و پسر و اینا بدم میاد منقرض نمیشن؟!

***

چطوریه که زنها با وجود اینکه دین حتی حقوق اولیشون رو هم زیرپا گذاشته و رسما سوژه جنسی مرد شدن، باز از مردها متدین ترن؟! فکر امشبم تو رختخوابه!

***

یکی از هدفام تو زندگی اینه که از کلمه مثمر ثمر تو جلسه ای چیزی استفاده کنم، تا حالا نه استفاده کردم نه به جلسه ای چیزی دعوت شدم

***

انقد انرژی منفیام زیاده که اگر یوقت انرژی مثبت داشته باشم، منفیا زود مثبتارو قورت میدن

***

اشتباها بجای آب یه قلپ سنبل الطیب خوردم، حالم بد شد اومدم درستش کنم یه قلپ گلاب خوردم!
تابحال انقدر حس احمق بودن نداشتم!
  • محمود دوم
من هنوز نمردم
طبیعتا
نمیدونم تناسخ وجود داره یا نه
حتی اگر بمیرم و وجود داشته باشه هم متوجهش نمیشم!
مسخرس واقعا
بعضی وقتا فکر میکنم
شاید این پشه هایی که شبا میوفتن به جونم
قورباغه هایی بودن که تو بچگی کشتم
حالا تو زندگی جدید میان و منو مینمایند
نمیدونم برادر
بگذریم
راستی، دلم واستون تنگ شده بود ^__^
  • محمود دوم
مادری متدین
همچنان پس از سالها میگوید این آیه ها از قران نیست
میگوید از خودت در می آوری
یکبار خوانده؟ نمیدانم

خواهری بی ادب و با عقایدی خاص
نه من درکش میکنم
نه مادرم
همچنان دست از تلاش برنمیداریم البته

برادری مهریان
ساکت
مشغول چرخاندن اسپینر
هرازگاهی مادرم بهش میگوید چون برادرت این حرفهارا میزند دلیل نمیشود درست باشد، گوش نکن
میخندد

پلی لیست احمقانه خواهرم از آهنگهایی که خودش آنهارا "دیس-لاو" عنوان میکند
یک قلوپ چای خیلی داغ
بوی برنج
حس شرجیِ هوا
جاده شمال
روآ مدل 86
یک شب گرم تابستانی
و دیگر هیچ

نه حتی خدا
  • محمود دوم
خب خب خب!
فصل جدید چندصباحی دیگر منتشر خواهد شد و همیشه یکی از جذابترین بحثها قبل از شروع هرفصل خط داستانی فصل جدید و اینکه نویسنده های شرور، این فصل کدوم یک از شخصیتهارو میکشنه.
تو این پست که صرفا نظر نویسنده است، احتمال مرگ 8 شخصیت از سریال جذاب GOT رو بررسی میکنیم.

1- وایت واکر شماره 709
بنظرمن در جنگ غریب الوقوع بین وایت واکرها و بروبکس دیوار و مردم شمالی این وایت واکر کشته میشه و البته توسط شاه وایت واکرها دوباره به زندگی برمیگرده.

2- وایت واکر شماره 14881
نویسنده های سنگدل برای این شخصیت هم آینده شومی در ذهن دارند، این وایت واکر هم کشته میشه و دوباره به زندگی برمیگرده.

3- پسرکِ وایت واکر
این وایت واکر کودک و معصوم هم کشته شده و دوباره به زندگی برمیگرده.



4- وایت واکر شماره 546
از وایت واکر های مورد علاقه خودمه. اما متاسفانه کشته خواهد شد و البته دوباره توسط شاه وایت واکرها به زندگی برخواهد گشت.

5- وایت واکر شماره 12000
این وایت واکر سرنوشت شومی رو انتظار میکشه، این شخصیت هم کشته میشه ولی شاه وایت واکرها یادش میره دوباره به زندگی برش گردونه، پس مجبوره تا شب منتظر بمونه تا خودش به زندگی برگرده :|

6- وایت واکر عکس زیر!
خب واکرها دارن میرن سمت وستروس، تو دوفصل آخر جنگ بزرگی بین انسانها و واکرها شکل خواهد گرفت، وقتی که شکل گرفت(!) ایشون خواهد مرد و دوباره به زندگی برخواهد گشت.



7- وایت واکر بی فَک
این وایت واکرهم به احتمال زیاد خواهد مرد و توسط شاه وایت واکرها دوباره به زندگی برخواهد گشت! ولی این شخصیت خیلی مورد علاقه نویسنده است! خوب به عکس نگاه کنید، تنها وایت واکری که شمشیر حمل میکنه! آپدیت شدن فکر کنم.



8- لرد بیلیش!
بیلیشِ لیتل فینگر حتما خواهد مرد! و البته توسط شاه وایت واکرها به زندگی برنخواهد گشت :))



  • محمود دوم
خب وقتی خواستم پست قبلی رو بنویسم، به چندتا سایتی سر زدم و دانسته هام رو دوباره بروز کردم تا بدونم چی میخوام بنویسم، در حین مطالعه برخوردم به یه چیزی که تمام دیدگاه هام رو بهم ریخت. دیگه من اون آدم سابق نیستم، محمود سوم شدم الان من!
میدونستید شغلی هست با عنوان *Animal Masturbator ؟! :|
یعنی از این به بعد هرکس از شغلش بناله با پشت دست میزنم تو دهنش :))


* درمورد خود شغل : خب مثل اینکه دانشمندها برای تحقیقاتشون به منی حیوانات نیاز پیدا میکنن و افرادی هستن که باید بهرحال تولید کنن این مواد رو، برای خرس و فیل هم اجرا میشه حتی! :))
  • محمود دوم
هروقت عبارت "شوخیت گرفته؟" رو به فارسی میشنوم، فکر میکنم که بیانِ عبارتهای مشابه انگلیسی حس بهتری بهم میده، Are You Fucking kidding me?! کجا و شوخیت گرفته کجا! Are You Serious?! کجا و شوخیت گرفته کجا!
همین حس رو البته نسبت به کلمه دوستت دارم فرانسوی دارم، لفظ Je T'aime خیلی بیشتر از دوستت دارم و یا I Love You به مفهوم دوست داشتن نزدیکه!
دارم این چرت و پرتهارو مینویسم که بگم آره شوخیم گرفته، متاسفانه نشد که بیان رو از شر خودم خلاص کنم، تلگرام و اینجورچیزا چرت و پرته، حتی چرت تر از من، پس دوباره مینویسم.
هر شروع دوباره ای هم نیاز به یه اسم جدید داره، حتی اگه هیچ تغییری تو سازوکار سابق داده نشده باشه، باز هم لازمه که اسم عوض بشه، مشتریا که نمیدونن این همونه!
  • محمود دوم
همه نمره ها نیومده
پاس شدم همه رو تابحال
ولی یکی دو تا نمره نیومده هنوز
آدم یه حس غریبی داره
مثل اینکه تو یه مهمونی همه اومده باشن
عمه ها عمو ها دایی ها خاله ها
همه اومدن
بجز یکی دوتا مهمون
ساعت 9 شده
و هنوز نیومدن
هیچکسم نمیدونه باید چیکار کنه
میشینیم و مثل احمقا
به هم زل میزنیم
تا اینکه بیان و شام بخوریم
  • محمود دوم
-بعضی وقتا فکر میکنم که یه قایقم، یه قایق، تو یه رود پیچ در پیچ، میچرخم و بسوی دریایی پیش میرم، سیاه، بی انتها.
جلو میرم، جلوتر ... و از جایی که میخوام برم دورتر میشم، از کسی که میخوام باشم دورتر میشم.

-آها نمیدونستم، تو میدونستی اگه سرتو بکوبی به دیوار میتونی ساعتی 150کیلوکالری بسوزونی؟!

- :|
  • محمود دوم