فراتر از دیپلم

اینجا سخن از مردی است که نتوانست بین دلستر و ترانه مورد علاقه اش یکی را انتخاب کند.
مردی خسته
مردی که اسهال داشت و دارد

تخمی
  • محمود دوم

موهای قرمز طبیعیشو پیچ میده دور انگشتش. 

همیشه زنی هست که شمارو از زن دیگه ای نجات بده و به محض اینکه نجاتت داد، اماده میشه برای داغون کردنت.

نظام آموزشی اموختمان که همه برنده ایم، از شکستها و خودکشی نگفت.

تنهایی عمیقی در جهان است، که در حرکت کند عقربه های ساعت حس میشود.

خیلی زیاد، 

خیلی کم، 

خیلی چاق، 

خیلی لاغر، 

یا هیچکس. 

من چنین چیزی را نخواهم خواست، اما گاهی به ان فکر میکنم

خیلی زیاد، 

خیلی کم، 

خیلی چاق، 

خیلی لاغر، 

یا هیچکس. 

باید راهی باشد، قطعا باید راهی باشد که هنوز به فکرمان خطور نکرده است. 

چه کسی این مغز را در سر من قرار داد؟ 

که فریاد میزند، 

که درخواست میکند،

که میگوید که فرصتی باقیست. 

و "نه" نخواهد گفت. 

و "نه" نخواهد پذیرفت. 



پ.ن: دارم برای کنکور ارشد میخونم و رد دادم، بله


  • محمود دوم
این بار سکسِ سرپایی رو امتحان کردم
معمولا جواب نمیده ولی این بار بنظر خوب بود
اون مدام میگفت: "وای، چه پاهای قشنگی داری"
همه چی داشت خوب پیش میرفت
تا اینکه پاهاش رو از زمین بلند کرد،
و انداخت دور کمرم
"وای، چه پاهای قشنگی داری"
بنظرم وزنش بیشتر از 60 کیلو بود
و همینجور که میکردمش،
خودش رو آویزونم کرده بود
وقتی ارضا شدم
دردی از ستون فقراتم تیر کشید تا بالا
اندختمش رو مبل
دور اتاق راه رفتم
هنوز درد داشتم
بهش گفتم بهتره بری، من باید آماده شم برم جایی
لباساش رو پوشید و رفت
من رفتم توی آشپزخونه و یه لیوان آب خوردم
درد تیر کشید تا پشت گوشم،
لیوان افتاد و شکست
همینطوری که داشتم بهش فحش میدادم،
کتری رو پر آب کردم تا جوش بیاد و برای خودم یه دمنوش درست کنم
گفتم تا این جوش بیاد میرم دوش بگیرم
تازه خودمو خیس کرده بودم
تلفن زنگ زد
اومدم بیرون که جواب بدم،
خم شدم گوشی رو بردارم
درد تا گردن و بازوهام هم رفت
سعی کردم کمرمو صاف کنم،
از دیوار گرفتم و بلند شدم
درحالی که توی سرم برق برق میزد،
گفتم اَلو؟
گفت: "دوست دارم"
گفتم باشه مرسی
"فقط همین؟"
اره
"گه بخور"
گوشی رو قطع کرد
آروم آروم داشتم برمیگشتم سمت حموم
با خودم فکر کردم
که عشق چقدر سریع خشک میشه
حتی سریعتر از اسپرم
  • محمود دوم
یه قیافه ای به خودت گرفتی انگار کشتی هات غرق شده.
فقط از انگل بودن خسته شدم، تا مغز استخوان خسته ام.
دلت میخواد برگردی تو جامعه، هری؟
نه اصلا، برعکس دلم میخواد از شرش خلاص شم.
راه خودکشی همیشه بازه.
میدونم.
  • محمود دوم
بهم گفت:
زنها نمیدونن چطور عاشق باشن،
ولی تو میدونی،
زنها فقط میخوان زالو باشن،
اینو میدونم چون خودم زنم.
من خندیدم.
پس ناراحت تموم شدنِ رابطت نباش،
چوتکه اون الان زالوی یکی دیگه شده،
یکم یگه حرف زدیم و خدافظی کردم و گوشی رو گذاشتم.
بعدش رفتم توالت و یه تپه ریدم
و فکرکردم که خب من هنوز زندم
هنوز میتونم از بدنم آشغال بریزم بیرون
و تا وقتی این اتفاق میوفته
میتونم خیانت،
تنهایی،
و زخم گوشه ناخن رو تحمل کنم.
با این فکرا پاشدم،
کونمو شستم،
سیفون رو کشیدم،
و دوباره فکر کردم،
درسته، من میدونم چجوری عاشق باشم،
شلوارمو بالاکشیدم و رفتم تو اتاق
  • محمود دوم