فراتر از دیپلم

اینجا سخن از مردی است که نتوانست بین دلستر و ترانه مورد علاقه اش یکی را انتخاب کند.
مردی خسته
مردی که اسهال داشت و دارد

به من که رسید رودخونه ها خشکید، جنگلها سوخت، ابرها نبارید
به هرکس دل دادم، قبل از من دل داده بود
دیدم و نداشتم، خواستم و نتونستم، رفتم و نرسیدم
آرزوهایی که تا آخرش به دلم میمونه
آهنگهای سوزناک
فیسبوک از سر بی کسی
درد و دل با هرکسی
موندم سر بیراهی
ناله میکنم و ناله های رفیقمو لایک میکنم
بگمونم نسلمون از معدود نسلهایی باشه که خیلی از جوونهاش مثل من نخواهند گفت : جوونی کجایی که یادت بخیر
  • محمود دوم
ممکنه احساس آدم خیلی زود عوض شه
  • محمود دوم
نمیتونم بهت فکر نکنم
امروز ...
فردا ...
همیشه.
  • محمود دوم
یکی از بزرگترین موانع شناخت نفس و در نتیجه زندگی بهتری داشتن، علاقه زیادمون به دروغ گفتن به خودمونه.
دلیل دروغ گفتنها هم مشخص و قابل درکه : پرهیز از درد، کنار گذاشتن افکاری که اگه باهاشون دست به یقه بشیم ممکنه کنج امن ذهنمون تبدیل به یه خرابه بی سر و سامون بشه.
کارهایی رو پیدا میکنیم که میتونن بشدت افکارمون رو از کش مکش های درونی دور کنن.
غمی که نتونستیم باهاش کنار بیایم رو با پرمشغلگی فراموش میکنیم، از کوچکترین غم و ناراحتی ای پرهیز میکنیم ...
  • محمود دوم

خب تو پست قبل فیدبکهای خوبی از خوانندگی نگرفتم، داشتم به این فکر میکردم که شاید بتونم فیلمنامه نویس خوبی بشم، ایده هم براش دارم، یه عالم ایده دارم!

ایده ای که برای فیلم دارم یه ایده ابرقهرمانیه، اما قبل از اینکه بریم سراغش یکم درمورد بیل کازبی بحرفیم.

بیل کازبی کمدین، بازیگر، موزیسین و از چهره های سرشناس دهه های گذشته هالیووده، سریالها و برنامه های تلویزیونیش برای مردم خاطره ساز بوده و از مهمترین شخصیتهایی بوده که طی دهه های گذشته در زمینه نژادپرستی فعالیت کرده، کارهای عام المنفعه کم هم نداشته که جزئی درموردشون صحبت نمیکنیم، خلاصه کلام، بیل کازبی برای جامعه مفید بوده، اما خب همین جناب بیل کازبی مورد اتهام تجاوز به بیش از 60 زن هم قرار گرفته، ایده فیلم ابرقهرمانی من هم از همینجا شکل گرفته!

داستان از اینجا شروع میشه که این ابرقهرمان ما متوجه میشه که نیروهای ماورایی داره و به کمک اونها میتونه هزاران نفر رو از مشکلات مختلف نجات بده، اما مشکلی هست، اونم اینه که برای فعال شدن این نیروها و تبدیل شدنش از انسان معمولی به ابرقهرمان باید به اندام جنسی یه خانوم دست بزنه! اما خب بازم مشکلی هست، این ابرقهرمان داستان ما همچین چهره جذابی نداره و آدم پولداری هم نیست، تو فیلم خیلی وقتها پیش میاد که میتونه به انسانهای زیادی کمک کنه و میبینه جان انسانهای زیادی در خطره، با عجله و استرس از خانومهایی که میبینه تقاضا میکنه بزارن به اندام جنسیشون دست بزنه اما خب اونها چنین اجازه ای رو بهش نمیدن، برای همین به ناچار برای نجات جان مردم و رسیدن به هدفی بزرگتر مجبور میشه هروقت موقعیتی دید که لازم بود به ابرقهرمان تبدیل بشه به یه زن تجاوز کنه!

درست مثل بیل کازبی، خدمات اجتماعی زیادی داره، ولی خب تجاوزم میکنه!


خب دیگه فکرکنم فیلدی که توش استعداد دارم رو پیدا کردم :))

  • محمود دوم